تشابه رابطه کاری و خانوادگی

career_familyدر نوشته ای که قبلاً نوشتم، به تشابه روابط کاری و خانوادگی اشاره ای داشتم که مورد پسند برخی از خوانندگان عزیز، قرار نگرفت. آنجا من یک نمونه آوردم و یک مثال. گفتم که وقتی در فاز ورود به سازمان و در جلسه مصاحبه استخدامی، که مشابه جلسه خواستگاری است، کارجو میگوید که اگر کار بهتری پیدا کند، حتماً میرود، مثل این است که در جلسه خواستگاری بگوئیم اگر در آینده همسر جذاب تری پیدا شود، حتماً سراغ آن خواهیم رفت.

عده ای از دوستان این تمثیل را نابجا دانستند و چه در دیدگاهها و چه در شبکه های اجتماعی به آن واکنش نشان دادند. از جمله گفتند که در روابط زناشوئی، مسائل عاطفی هم دخیل هستند و این دو با هم قابل مقایسه نیستند. خواننده محترمی فرمودند که اگر همسر دچار فلج شود، از او پرستاری میکنیم، اما اگر کارمندمان خدای ناکرده دچار این معضل شود، سازمان تا ابد پای او میماند؟

لازم دیدم توضیح مختصری ارائه کنم.

بدیهی است که روابط زناشوئی با روابط کاری فاصله و تفاوت زیاد دارد، اما در بسیاری از مذاکره ها، این دو رابطه با هم مقایسه میشوند و به خصوص بسیاری از مدیران کارمندان را به فرزندان خود تشبیه میکنند. نخستین هدف من در آن نوشته این بود که عمق این بیان کارجو را نشان دهم، بنابراین سعی کردم مثال را از رابطه ای بزنم که همه با آن آشنائی داشته باشیم. اگر بخواهیم رابطه سازمانی را با یک رابطه اجتماعی مقایسه کنیم، هنوز هم به نظرم مقایسه با یک رابطه خانوادگی، بهترین مقایسه است. خیلی از ما یا مدیران ما، این قیاس را، گفته و ناگفته در ذهن داریم. از همین روست که از کژ رفتاریها گله میکنیم و توقع صداقت و دوری از شیله و پیله در روابط سازمانی را مطرح میکنیم. پس تصورم این است که این قیاس چندان هم نابجا نیست.

اما اگر وارد خانواده شویم، رابطه کارمند و مدیر، قطعاً رابطه درجه دوم و سوم نیست (مثل پسر خاله و دختر خاله و …) نزدیکترین روابط میتواند والد و فرزندی یا همسری باشد.

در رابطه پدر (یا مادر) و فرزندی، شما امکان قطع ندارید. اگر هم فرزند را از خود برانید، تا ابد او فرزند شماست و شما نسبت به او وظایفی دارید. پدر یا مادر در دوره ای با موجودی نابالغ مواجه است، به او آموزش میدهد و حقی ایجاد میشود که در دوره ای هم توقعاتی داشته باشد. رابطه شما یک رابطه قراردادی نیست، رابطه ای است که بیش از ۹۰ درصد آن عاطفی، احساسی و غیر قراردادی است. مهمترین عامل این است که یکی از طرفین در شروع این رابطه نقشی ندارد: فرزند، شما را انتخاب نمیکند.

اما در رابطه زناشوئی و همسری، رابطه با یک قرارداد آغاز میشود. هر دو طرف، با علم و آگاهی یکدیگر را انتخاب میکنند (فرض کنیم همه چنین میکنند، این حالت مد نظر من بوده است)، با هم قراری میگذارند و هر دو طرف از حق فسخ قرارداد برخوردارند. عاطفه نقش کلیدی در این رابطه دارد، عشق و علاقه است که به مرور زمان این رابطه را قوام میدهد، فرزند که حاصل این رابطه است، دستاورد مشترک آنهاست که با هم برای تعالی آن تلاش میکنند.

بنابراین به نظر من، اگر وارد تمثیل رابطه کاری و خانوادگی شویم، با تمام کاستیهایی که این تشابه ممکن است داشته باشد، هنوز هم رابطه زناشوئی بیشترین شباهت را با رابطه کاری خواهد داشت.

با احترام کامل به نظرات تمام خوانندگان محترم، فکر میکنم آن مثال چندان هم ناوارد نبود، به خصوص در قیاس با رابطه فرزندی و پدر یا مادری.

به هر روی، هر مثالی یک دامنه کاربرد دارد، حتما تشابه یک به یک و ۱۰۰% نیست. راستی به نظر شما رابطه کاری بیشتر شبیه فرزندی است یا همسری؟

سربلند باشید

اگر مفید بود، عضو شوید و یا به اشتراک بگذارید

برای آشنائی با کاربرد عملی این نوشته ها، در سازمان خودتان، روی عناوین زیر کلیک کنید:

جذب و استخدام

یافتن فرد مناسب برای سمت مناسب و در زمان مناسب، دغدغه اصلی در مرحله جذب و استخدام است. ما در این مرحله همراه شما هستیم و به کمک ابزارهای کارآمد یک سیستم پشتیبان تصمیم گیری به شما پیشنهاد میکنیم.

انگیزش و نگهداشت

وقتی افراد مناسب را انتخاب کردید، بر سر حق الزحمه هم به توافق رسیدید، نگهداشت این کارکنان چندان ساده نخواهد بود. ما امیدواریم بتوانیم همراه شما باشیم تا با پرهیز از سعی و خطا، ریزش نیروهای خود را به حداقل ممکن تقلیل دهید.

ارتقا و توسعه

جنبه های مالی، تنها جاذبه های شغلهای سازمانی نیستند. مسیر پیش رو (کار راهه شغلی) و شایسته سالاری برای کارکنان سازمانها چه بسا مهم تر بوده و به آنها انگیزه میدهد که با جان و دل در سازمان بمانند و نقشی در آینده خود ایفا کنند.

عملکرد و مدیریت

وقتی افراد وارد سازمان میشود و به اصطلاح در پست خود مستقر میشوند، با به کارگیری روشهای ساده و توجه به نیازهای مادی و معنوی کارکنان، میتوانید آنها را به گونه ای مدیریت کنید که روابطی برنده -برنده برای دراز مدت میان شما برقرار باشد.


۸ دیدگاه

  1. سلام و ممنون از توضیحاتتون ، بنظرم این رابطه ( رابطه سازمانی ) یک رابطه کاملا یونیک و بدون تشابه است، من بعنوان مدیر، در خیلی از مواقع بایستی نقش پدر ، نقش برادر ، نقش خواهر ( و در ندرتا مواردی هم ) نقش فرزند را ایفا کنم. وقتی پرسنل من به ( خانمی )که واقعا حس برادری نسبت به من دارد با من صحبت میکند ، اگر جز نقش برادر را برایش ایفا کنم ، چه فاجعه اخلاقی رخ میدهد ؟
    اگر آقایی که کارشناس من است ، از مشکلاتی که در خانه دارد با من صحبت میکند ، من جز به عنوان یک برادر ( و بلکه محرم تر از برادر ) به درد دلش گوش دهم و راهنمایی کنم و آنرا بعنوان یک راز نزد خود نگه دارم، چه رسوایی به بار می آید ؟
    و . . .
    لذا بنظرم این رابطه و این نقش ، اگر ایفا نشود ، بزرگترین آفت مدیریت ( خصوصا اگر به جنبه های اخلاقی ، و ایفای نقش کاریزماتیک مدیر توجه داشته باشیم ) خواهند بود.
    همچنین من همیشه به عزیزانی که این مثال ( مقایسه زناشویی با روابط سازمانی ) را میزنند عرض میکنم که قرارداد همکاری سازمانی ، یک قرارداد مدنی است ( هرچند به لفظ ) اما روابط زناشویی یک عقد ( حداقل از دید من و شما ) اخلاقی و الهی است .
    از شما بابت مطلب تشکر میکنم.

  2. @آرمین خوشوقتی
    سلام
    خیلی درست فرمودید. در مواقع مختلف، رفتارهای مختلف لازم است، یک رابطه همیشگی نیست، صحیح میفرمائید.
    اگر به سابقه بحث مراجعه بفرمائید، من منظورم فقط در مقطع استخدام است و مقایسه بین پدر و فرزندی با همسری. این تمثیل فقط محدود به این شرایط و این مقایسه است، نه بیشتر.
    از اشتراک دیدگاهتان متشکرم.
    سربلند باشید

  3. مثالتون بجا بود اما، به نظرم نحوه بیانتون کامل نبود.
    من متوجه عمق ماجرا شدم و این نوشته تکمیلی هم خیلی کمک کرد.
    مطمئنا به رابطه همسری نزدیکتر است. در دین ما من باب رابطه فرزندی چنین آورده شده است :
    _ مَنْ نَظَرَ إِلَى أَبَوَیْهِ نَظَرَ مَاقِتٍ وَ هُمَا ظَالِمَانِ لَهُ لَمْ یَقْبَلِ اللَّهُ لَهُ صَلَاهً.
    _ هر که به پدر و مادر خود – اگر چه به وی ستم کرده باشند – با نگاه غضب آلود بنگرد خداوند نمازش را نمی پذیرد.
    سخته که بشه اینو در رابطه کاری دخیل داد !
    راستی یه سوال؛ شما باشی چه جوابی به سوال خودتون در جلسه استخدامی خواهید داد؟

  4. @محمد رعیت پیشه
    سلام و ممنون از توضیحات تکمیلی شما.
    من اگر خودم در این مصاحبه بودم، میگفتم که :
    – من در این سازمان در پی ….. هستم (هر چه در پی اش هستم) اما نه کلیشه ای (مثلاً همه میگویند دنبال پیشرفت هستم، از کار روتین خوشم نمی آید، خلاق هستم، فضا احتیاج دارم، که اینها کلیشه ای است، بهتر است بگوئیم از این شرکت انتظار داریم که برای ما چه بکند؟ هر چه شفاف تر بهتر)
    – اگر اینها تامین نشود، به مدیرم منعکس میکنم و سعی میکنم پیامم را منتقل کنم. در این راه تلاش خواهم کرد.
    – اگر گوش شنوائی نبود، به فکر کار جدید خواهم بود، خودم و محیط را ارزیابی میکنم، اگر به این نتیجه رسیدم که موقعیتهای بهتری برایم ممکن است باشد، به سازمان اعلام میکنم که در پی کار جدید خواهم بود و خواهم گفت که تا سه ماه بعد سازمان را ترک خواهم کرد.
    – اگر سازمان خواست، زودتر خواهم رفت.
    اما تا زمانی که در سازمان شما هستم، از زمان شما صرف کاریابی نخواهم کرد، در زمانی که از شما حق الزحمه دریافت میکنم، کارهای محوله را تمام و کمال انجام خواهم داد، منتقد خواهم بود، اما مخرب نخواهم بود.
    من تلاش میکردم در همان جلسه اول این پیام را به سازمان بدهم که باید به من فکر کند تا من هم به او فکر کنم. اما اگر او چنین نکرد، در شان من نیست که به او خیانت کنم (حقوق بگیرم و در جستجوی جای دیگر باشم) و به او نشان میدادم که به نفعش نیست من را از دست بدهد. اولین گامها را من برخواهم داشت.
    سربلند باشید

  5. همکار می‌گه:

    سلام

    چقدر عالی بود این جمله ای که در جواب آقای رعیت پیشه فرمودید

    (((به او نشان می دادم که به نفعش نیست من را از دست بدهد)))

    ممنونم

  6. @همکار
    سلام
    چقدر حس خوبی است که شما که تا کنون افتخار آشنائی تان را نداشته ام، نام همکار را انتخاب کرده اید. همه ما به نوعی همکاریم.
    ممنون از ابراز لطف همیشگی شما. واقعاً حس میکنم باید این حس را به سازمان و در واقع به خودمان بدهیم.
    سربلند باشید

  7. همکار می‌گه:

    انتخاب نام همکار داستانی دارد طولانی. و إلا نه متاسفانه سابقه همکاری با شما را داشتم و نه جسارت میکنم

    خودم را همکار و هم رتبه شما بدانم . شما که با نوشته هایتان و حتی پاسخ هایتان به دیگر دوستان بی هیچ تعارفی

    حق معلمی بر من دارید

    همیشه در اوج باشید

  8. @همکار
    سلام
    کاش لایق جایگاه معلمی بودم، اما افسوس…
    از نوشته ها و مشارکتتان متشکرم.
    سربلند باشید