استخدام بد و اخراج بد

bad-hire

وقتی شخصی را در سازمان استخدام میکنید، تمام تلاش خود را به کار میبرید که او :

  • همانی باشد که میخواهید، اما آیا واقعا میدانید چه میخواهید؟ چند سطر بنویسید که چه میخواهید.
  • میخواهید مطمئن شوید که او اگر همان بود، تا ابد نزد شما بماند.
  • میخواهید که بتوانید به او اطمینان کنید و باری از دوشتان بردارد.

حالا با تمام دقت و وسواس او را استخدام میکنید. اول دوره آزمایشی، که معمولا وقت نمیکنید او را بیازمائید، مگر چند کنترل موضعی! بعد شروع میکنید به آموزش او، چه کند، از چه کسی کار بپذیرد، کار را چطور تحویل دهد و … تا اینکه شماره های داخلی سازمان چیست؟ چائی چه ساعتی داده میشود و …اینها یعنی سرمایه گذاری روی فرد.

اما سرانجام چه میشود؟

شما در واقع با یک جعبه بسته مواجهید. نه بی انصافی نکنم، به اندازه تجربه خودتان میتوانید آینده او را حدس بزنید. اما اگر بعد از چند سال بفهمید که او، آنی نبوده که فکر میکردید چه حالی پیدا میکنید؟ اینجا یک استخدام بد انجام داده اید. معمولاً مشغله کاری و سرمایه ای که صرف او نموده اید، شما را از جدا شدن از او باز میدارد. شاید میسوزید و میسازید.

شروع میکنید به تحمل اشتباهات او. مثلاً کدی که در یک برنامه خراب بوده و او کنترل نکرده آبرویتان را میبرد. یا برخورد ناشایست او با یک مشتری مهم، خسارت اعتباری بزرگی به شما وارد میکند…. خلاصه اشتباهات او را تحمل میکنید و هزینه اش را میپردازید….

تا روزی میرسد که یا شما خیلی ناراحت هستید، یا او اشتباه بزرگی مرتکب میشود و شما او را اخراج میکنید.

اما اگر از روز اول میدانستید که او آدم دقیقی نیست، یا به آن دقتی که شما میخواهید، نیست، شاید آن کنترل را به او واگذار نمیکردید، یعنی آزمون و خطا نمی کردید. یا اگر میدانستید که او آن قدر که شما انتظار دارید، تحمل ندارد، او را در مواجهه با مشتری مهم خودتان قرار نمیدادید.

ولی این یعنی چه؟ یعنی این فرد به در نمیخورد؟ نه اینطور نیست. شاید شما بلد نبودید که از او چطور استفاده کنید. نتوانستید مثلاً از توان و خستگی ناپذیری او در پیگیری امور استفاده کنید. و حالا با نیروئی سرخورده و خسته مواجهید که چاره ای جز خداحافظی با او ندارید و تمام هزینه هائی که برای او صرف کرده اید، به جای سرمایه، تبدیل به هزینه میشود.

اگر شما میدانستید که او در چه زمینه هایئ استعداد دارد، نه او و نه خود را آزار میدادید. شما میتوانستید یک استخدام بد را منجر به یک اخراج بد نکنید. آن تصمیم غلط را، با آگاهی و اطلاعات بیشتر، اصلاح میکردید و آن سرمایه را برای سازمان حفظ میکردید.

شناخت شیوه های رفتاری همکاران موجود سازمان، به شما کمک میکند تا به آرامی، تاکید میکنم به آرامی، از همکارانتان در موقعیتهای متناسب استفاده کنید.

سربلند باشید.

اگر مفید بود، عضو شوید و یا به اشتراک بگذارید

برای آشنائی با کاربرد عملی این نوشته ها، در سازمان خودتان، روی عناوین زیر کلیک کنید:

جذب و استخدام

یافتن فرد مناسب برای سمت مناسب و در زمان مناسب، دغدغه اصلی در مرحله جذب و استخدام است. ما در این مرحله همراه شما هستیم و به کمک ابزارهای کارآمد یک سیستم پشتیبان تصمیم گیری به شما پیشنهاد میکنیم.

انگیزش و نگهداشت

وقتی افراد مناسب را انتخاب کردید، بر سر حق الزحمه هم به توافق رسیدید، نگهداشت این کارکنان چندان ساده نخواهد بود. ما امیدواریم بتوانیم همراه شما باشیم تا با پرهیز از سعی و خطا، ریزش نیروهای خود را به حداقل ممکن تقلیل دهید.

ارتقا و توسعه

جنبه های مالی، تنها جاذبه های شغلهای سازمانی نیستند. مسیر پیش رو (کار راهه شغلی) و شایسته سالاری برای کارکنان سازمانها چه بسا مهم تر بوده و به آنها انگیزه میدهد که با جان و دل در سازمان بمانند و نقشی در آینده خود ایفا کنند.

عملکرد و مدیریت

وقتی افراد وارد سازمان میشود و به اصطلاح در پست خود مستقر میشوند، با به کارگیری روشهای ساده و توجه به نیازهای مادی و معنوی کارکنان، میتوانید آنها را به گونه ای مدیریت کنید که روابطی برنده -برنده برای دراز مدت میان شما برقرار باشد.