واقعاً چه میکنیم؟

office-view

در ادامه نوشته قبلی، میخواهم باز هم در مورد عملکرد و موفقیت بنویسم. مگر نه اینکه ما هر روز صبح به سر کار میآئیم و هر روز عصر که سازمان را ترک میکنیم، عمده همکاران، خسته هستیم، چون از صبح مشغول انجام کارهایی بوده ایم. اما آن کارها، چقدر در راستای اهداف سازمان بوده اند؟ اصلاً چقدر اهداف سازمان را میشناسیم؟انی خیلی حس بدی است که با تمام قوا زحمت کشیده باشی، اما در عمل ببینی که سازمان موفق نمیشود. در واقع ببینی که زحمات تو ظاهراً هیچ ربطی به موفقیت و وضعیت سازمان ندارد. این همان حسی است که هم کارکنان و هم مدیران را به شدت آزار میدهد.

آزمودن وضعیت خودمان در این شرایط هم کار خیلی سختی نیست. قلم و کاغذی بردارید و فهرست کارهایی که از ضبح مشغول انجام آنها بوده اید را در جدولی مثل نمونه زیر، یادداشت کنید.

کاری که انجام داده ام هدفی که این کار قرار است سازمان را به آن برساند
 شرکت در جلسه هماهنگی اجرای پویش فروش فلان محصول
مذاکره با مدیر واحد تدارکات برای خرید صندلی های مورد نیاز همکاران
مطالعه گزارش وضعیت فروش هفته قبل تحقق اهداف شرکت در حوزه فروش

در مقابل هر کار بنویسید که این کار به چه هدفی مربوط بوده است. حالا از دوستتان هم بخواهید که همین کار را انجام دهد. اصلاً یک روز، به همه همکاران در گروه خودتان، ۵ دقیقه وقت بدهید که این کار را انجام دهند. بعد کاغذها را بگیرید و به یکی از همکاران بدهید که همه را در یک اکسل وارد کند. احتمالاً نتیجه شما را شگفت زده خواهد کرد. یا تعداد اهدافی که نوشته شده، خیلی زیاد است، یا اگر اهداف کم است، تعداد کارهای پراکنده ای که ربطی به آن هدف ندارد، زیاد است.

هاروارد در این حوزه تحقیقاتی کرده و مشاهده کرده که درصدی بیش از نیمی از کارکنان، نمیدانند که چه میکنند و چرا این کار را میکنند! و همین علت بی انگیزگی آنهاست.

راستی چقدر از کارهایی که انجام میدهیم، فکر میکنیم در راستای اهداف ماست (چه فردی و چه سازمانی)، اما در واقع نیست! این قبیل کارها چقدر از انرژی ما را به خودشان اختصاص میدهند؟ اگر بتوانیم این کارها را ابتدا شناسائی و سپس حذف کنیم، آن وقت چقدر بهره وری ما بالا میرود؟

پیشنهاد میکنم این تمرین را انجام دهید. هر کس هم لازم نیست بیش از ۵ کار را بنویسد. بگوئید همان ۵ مورد را از مهمترین کارهایشان بنویسند و سپس آنها را ادغام کنید و بعد، نتیجه را با همان همکاران به اشتراک بگذارید.

خوب است که هر از گاهی ببینیم آیا همه ما این قایق را به یک سو میرانیم؟

در این باره باز هم خواهم نوشت…

سربلند باشید

اگر مفید بود، عضو شوید و یا به اشتراک بگذارید

برای آشنائی با کاربرد عملی این نوشته ها، در سازمان خودتان، روی عناوین زیر کلیک کنید:

جذب و استخدام

یافتن فرد مناسب برای سمت مناسب و در زمان مناسب، دغدغه اصلی در مرحله جذب و استخدام است. ما در این مرحله همراه شما هستیم و به کمک ابزارهای کارآمد یک سیستم پشتیبان تصمیم گیری به شما پیشنهاد میکنیم.

انگیزش و نگهداشت

وقتی افراد مناسب را انتخاب کردید، بر سر حق الزحمه هم به توافق رسیدید، نگهداشت این کارکنان چندان ساده نخواهد بود. ما امیدواریم بتوانیم همراه شما باشیم تا با پرهیز از سعی و خطا، ریزش نیروهای خود را به حداقل ممکن تقلیل دهید.

ارتقا و توسعه

جنبه های مالی، تنها جاذبه های شغلهای سازمانی نیستند. مسیر پیش رو (کار راهه شغلی) و شایسته سالاری برای کارکنان سازمانها چه بسا مهم تر بوده و به آنها انگیزه میدهد که با جان و دل در سازمان بمانند و نقشی در آینده خود ایفا کنند.

عملکرد و مدیریت

وقتی افراد وارد سازمان میشود و به اصطلاح در پست خود مستقر میشوند، با به کارگیری روشهای ساده و توجه به نیازهای مادی و معنوی کارکنان، میتوانید آنها را به گونه ای مدیریت کنید که روابطی برنده -برنده برای دراز مدت میان شما برقرار باشد.


یک دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *