انتقاد از کی روش

kayrosh2

دیشب رادیو را گوش میکردم. شبکه ورزش را. مجری محترمی دارد این برنامه ای که من گوش میکنم که بسیار تند و بی ملاحظه و گاهی غیر منصفانه انتقاد میکند. همیشه از طرز صحبت ایشان در عذاب هستم. تا به حال هم ندیده ام که حرف کسی را قبول کند. کاش دستم به دامانش میرسد و کمی با هم گپ میزدیم که بابا جان کمی هم میشود ملاحظه کرد و در کنار تمام بدیها، به یکی دو خوبی هم اشاره کرد و از این دست حرفها…

موضوع برنامه قرارداد کی روش بود و اردوی پرتغال. داد انتقادی بود که ایشان و همکارش در این مورد داشتند. طی یک مصاحبه تلفنی، کارشناس محترمی را به قضاوت خواندند که نظرش را در مورد قرارداد کی روش و اردوی پرتغال بگوید. این را هم لازم است بگویم که چندی قبل، زمانی که صحبت بود که کی روش با آفریقای جنوبی قرارداد بسته است، همکار همین مجری محترم روی شبکه ملی گفتند که بله از ابتدا هم معلوم بود که آقای کی روش چرا تیم ملی ما را به آفریقای جنوبی برد، همه میدانستند که پشت پرده ایشان در فکر منافع خودش است. اما بعدا که قراردادی با آفریقای جنوبی بسته نشد، نشنیدم که ایشان اقلاً یک عذرخواهی ساده بکند. بگذریم… و برسیم به کارشناس عزیزمان..مجری با کارشناس صحبت میکرد و پرسید که به نظر شما بستن قرارداد با کی روش کار خوبی بوده است؟ (تمام نوشته ها نقل به مضمون است و بسیار خلاصه شده). کارشنا سمحترم که واقعاً فرد محترمی است، گفتند که به نظر من باید یک سیستم نظارتی برای کار آقای کی روش وجود داشته باشد. یک کمیته فنی باشد که بر کار ایشان نظارت کند. مثال از آلمان آوردند که کمیته ای ۱۱ نفره بر کار مربی تیم ملی نظارت دارد.

از معیارهای انتخاب کی روش برای اردوی پرتغال از ایشان پرسیده شد، فرمودند که کی روش ۶ شاخصه را معرفی کرده که یکی تکنیک است، و ۵ تای دیگر ربطی به فوتبال ندارد، روحیه و شخصیت و … است. در جام جهانی هم آقای کی روش هیچ کاری نکرد، غیر از اینکه فقط روی بدن سازی تیم ملی کار کرد. متن اصلی از اینجا در ذیل آمده است:

سرمربی تیم ملی فوتبال ایران در پاسخ به این سوال ملاکش برای دعوت بازیکنان به تیم ملی چیست، اظهار کرد: برای من داشتن تکنیک، انگیزه، کاراکتر شخصیتی، طرز تفکر، روحیه و حرکت رو به جلوی بازیکن دارای اهمیت است.

آه از نهادم برخواست. دلم میخواست این تریبون یک طرفه نبود و میتوانستم با این کارشناس عزیز و دلسوز صحبت کنم. کمی درد دل کنم. خواستم از او بپرسم که کجای فوتبال ما شبیه آلمان است که این یکی باشد. بی شک، باید بر هر کاری نظارت باشد، اما خداوکیلی چه کسی، کدامیک از مربیان عزیز و زحمتکش ما تجربه معتبر جهانی دارند که بر کار کی روش نظارت کنند یا در مورد برنامه هایش تحلیل ارائه کنند؟ (در ضمن هر قدر گشتم نتوانستم اطلاعاتی در مورد این کمیته فنی در سایت فدراسیون فوتبال آلمان پیدا کنم)

شک ندارم که کی روش هرگز دلش به اندازه یک ایرانی به حال فوتبال ما نمیسوزد، اما دوستان عزیزم به نظرم دلسوزی تنها کافی نیست. به عنوان نمونه، حتما من بیش از یک پزشک دلم برای فرزندم میسوزد، اما آیا میتوانم او را تحت عمل جراحی قرار دهم؟ یا میتوانم بر کار جراح نظارت کنم؟

راستی چرا تیمهای ما در میدانهای جهانی خوب نیستند؟ فکر نمیکنید که شاید بخشی از علت هم این باشد که مربیان ما تجربه جهانی ندارند؟ آنها در باشگاههای داخلی خوب نتیجه میگیرند، اما روشهای آنها به نظرم در میدانهای جهانی چندان کارآمد نیستند. موضوع علی دائی یا امیر قلعه نوئی نیست، موضوع این است که برد هر روشی محدود است. جائی باید یاد بگیریم، جائی باید نظارت کنیم، و دوستان عزیز، بیائید یاد بگیریم که جائی هم سکوت بهترین نظارت است.

حالا که بازار والیبال داغ است، بیائید به آنها نگاه کنیم. راستی چه کسی میتوانست در ایران بر کار ولاسکو یا مربیان خارجی دیگر، نظارت کند یا تحلیل کند و انتقاد کند؟ به نظرم مدیریت هوشمند در اینجا به کسی اجازه نداد که با کارهای زائی، هوش و حواس مربی را پرت کند. دیدید و دیدیم که همین مربیان علیرغم اینکه دائم نبودند، تیم را به کجا رسانده اند. کمی راه دورتر برویم، رایکوف وقتی به فوتبال ایران آمد، چه کسی در کارش دخالت کرد؟ اما وقتی رفت، هنوز که هنوز است، بزرگان فوتبال ما خود را شاگرد مکتب او میدانند و البته در کنا راو چند مربی هم رشد کردند.

بسیار متاسفم که این عزیز کارشناس که من خیلی هم به ایشان ارادت دارم، روحیه و شخصیت و مواردی از این دست را بی اهمیت میدانند. اینجا فقط دلم میخواهد که از ایشان دعوت کنم یکی دو مقاله در مورد اهمیت انگیزش بخوانند. فرد اگر خدای تکنیک و عام هم باشد، اگر انگیزه نداشته باشد، هیچ کاری نمیتواند بکند. این دیگر امروز اثبات شده است، بیائید هر حرفی را نزنیم. بیائید ظرایط را مهیا کنیم که تعامل درست شکل بگیرد.

بگذارید اینطور نگاه کنیم: امروز قرارداد با این فرد بسته شده است. ما دوراه داریم یا او را بکوبیم و تخریب کنیم که زودتر و احتمالاً بی نتیجه برود، یا در کنارش باشیم و یاد بگیریم و تشویق کنیم که بهتر کا رکند. کدام بهتر است؟ آیا او پول ما را پس خواهد داد؟ یا با شکایتی کار نکرده پولش را میگیرد و میرود؟

منصفانه فکر میکنید که کی روش برای تیم ملی ما هیچ نکرد؟ من فروتنانه موافق نیستم. من معتقدم که کی روش به ما نشان داد که چه داریم و میتوانیم چه باشیم. این خیلی مهم است. بیائید کار دیگران را بی ارزش نیکنیم تا کار ما را هم بی ارزش نکنند.

دلم سوخت، نه برای کی روش، برای اینکه نمیتوانیم از چیزی که دیگران دوست دارند داشته باشند، درست استفاده کنیم. کاش کمی تعامل یاد بگیریم و کمی آماده شویم که در مورد باورهای خودمان تردید کنیم. این تردید مقدس است و سبب رشد ما خواهد شد.

من تلاش میکنم که محو این و آن نشوم و بیطرفانه قضاوت کنم، امم عکس بالا را گذاشتم که دوستان یادشان باشد که این فرد، دستیار فرگوسن بوده است، کسی بوده که فرگوشن در خاطراتش میگوید که بارها او را برای انتخاب بازیکن به این طرف و آن طرف فرستاده و بر اساس نظر او عمل کرده است. ما چنین پتانسیلی داریم؟ بهتر نیست از این فرد یاد بگیریم؟ اگر او بد و خسیس است و یاد نمیدهد، ما که هشیاریم، ما تلاش کنیم.

سربلند باشید

اگر مفید بود، عضو شوید و یا به اشتراک بگذارید

برای آشنائی با کاربرد عملی این نوشته ها، در سازمان خودتان، روی عناوین زیر کلیک کنید:

جذب و استخدام

یافتن فرد مناسب برای سمت مناسب و در زمان مناسب، دغدغه اصلی در مرحله جذب و استخدام است. ما در این مرحله همراه شما هستیم و به کمک ابزارهای کارآمد یک سیستم پشتیبان تصمیم گیری به شما پیشنهاد میکنیم.

انگیزش و نگهداشت

وقتی افراد مناسب را انتخاب کردید، بر سر حق الزحمه هم به توافق رسیدید، نگهداشت این کارکنان چندان ساده نخواهد بود. ما امیدواریم بتوانیم همراه شما باشیم تا با پرهیز از سعی و خطا، ریزش نیروهای خود را به حداقل ممکن تقلیل دهید.

ارتقا و توسعه

جنبه های مالی، تنها جاذبه های شغلهای سازمانی نیستند. مسیر پیش رو (کار راهه شغلی) و شایسته سالاری برای کارکنان سازمانها چه بسا مهم تر بوده و به آنها انگیزه میدهد که با جان و دل در سازمان بمانند و نقشی در آینده خود ایفا کنند.

عملکرد و مدیریت

وقتی افراد وارد سازمان میشود و به اصطلاح در پست خود مستقر میشوند، با به کارگیری روشهای ساده و توجه به نیازهای مادی و معنوی کارکنان، میتوانید آنها را به گونه ای مدیریت کنید که روابطی برنده -برنده برای دراز مدت میان شما برقرار باشد.


۴ دیدگاه

  1. علی آقا می‌گه:

    یک زمانی از برانکو انتقاد می کردند اما الان همه می دانیم که زیباترین و بهترین نوع فوتبال را تیم ملی ما در زمان برانکو و بخصوص در بازیهای آسیایی پوسان که قهرمان شدیم بازی می کرد.
    از بلازوویچ انتقاد می کردند که چرا مثلا خداداد عزیزی را دعوت نمی کند و اون بنده خدا هرچه توضیح میداد که خداداد را به جای چه کسی دعوت کنم و کدام مهاجم صلاحیت کمتری از خداداد دارد کسی پاسخ نمی داد.
    از این دست اظهار نظرات و انتقادها همواره نه تنها در فوتبال که در کل جامعه ما بوده و احتمالا خواهد بود.
    نمی دانم، شاید در کشورهای دیگر دنیا هم همینگونه باشد، شاید این یک خصوصیت جهانشمول برای تمام انسانهاست و تنها مختص جهان سومی ها نیست.

  2. @علی آقا
    سلام
    ارائه انتقادهای غیر سازنده مختص ما یا جهان سومی ها یا گروه خاصی نیست، همه جا هست. باید به آن پرداخت، غیر آزارنده و سازنده.
    سربلند باشید

  3. متین می‌گه:

    چه جمله زیبایی “کاش کمی تعامل یاد بگیریم و کمی آماده شویم که در مورد باورهای خودمان تردید کنیم” ، ای کاش از این پیله ای که به دور خودمان پیچیده ایم دربیایم.

  4. کیروش رو شاید میشه به عنوان یه مربی انگیزه و امید یک کشور معرفی کرد، اون یاد داد که در فوتبال انگیزه و تفکر درست از تکنیک چیزی کم نداره
    فکر میکنم باید برای هر کاری به این جمله اعتقا داشت که : ” داشتن تکنیک، انگیزه، کاراکتر شخصیتی، طرز تفکر، روحیه و حرکت رو به جلوی بازیکن دارای اهمیت است “