جادوی ترکیب شاخص های دیسک

Yellin-HighD-DISC-Behavior

در مطلب قبلی، برخی نظرات معطوف به این بود که High D ها داد میزنند یا خیر؟ این سوال که کمی شوخی و کمی جدی مطرح شد، انگیزه ای شد تا چند کلمه ای در مورد ترکیب شاخصه های رفتاری در مدل دیسک (DISC) بنویسم. این داستان خیلی جالب است و در واقع به قول یکی از همکاران روانشناس، این رقص پارامترهاست که آدمهای متفاوت را میسازد و این گفته بسیار زیبا و درست است.

قبل از ورود به بحث اصلی باید چند نکته را یادآوری کنم:

  • ما اگر تمام رفتارهای ی متناظر با هر یک از پارامترهای مدل دیسک را بشناسیم، میتوانیم افرادی تیپیک را معرفی کنیم. در عمل همیشه رفتار هر فرد واقعی، تابع ترکیب پارامترها و شدت هر پارامتر در ترکییب است.
  • نشانه شناسی کار خطرناکی است. ممکن است در ترکیب پارامترها نتوانیم درست تشخیص بدهیم که این رفتار دقیقاً نشانه چیست و این خطا در برداشت، تنظیم رفتار ما را تحت تاثیر قرارداده و همه چیز عکس میشود.
  • همه ما خرده ای از تمام رفتارها را داریم. اما ترتیب چینش این رفتارها در ساختار وجودی ما، با هم فرق دارد. مثلاً ممکن است پرخاشگری، پائین ترین شاخص در شخصی باشد، اما در دیگری این شاخص بالاترین و روی تمام رفتارهای دیگر باشد. بنابراین فراوانی مشاهده و شدت بروز رفتار هم در ارزیابی اینکه این فرد چه پروفایلی دارد، مهم است.

اما موضوع این نوشته، اثر معجزه آسای ترکیب شاخصه ها و پارامترهاست. بگذارید به اصل موضوع بپردازم:

هر شاخصه رفتاری متناظر با دسته ای از رفتارهاست. مثلاً D با رقابت طلبی، قاطعیت و احتمال پرخاشگری متناظر است. این رفتارها و صفات به دو دسته تقسیم میشوند. رفتارها و صفات اصلی و فرعی. کسی که به من در مورد این مدل آموزش میداد مثال خیلی خوبی داشت. میگفت که یک دسته از صفات مثل اسکلت بدن هستند (اصلیها) و یک دسته مثل رنگ مو و رنگ چشم و … هستند (فرعیها). بنابراین ممکن است که یک نفر با یک استخوان بندی چشم آبی باشد، دیگری با همان استخوان بندی، چشمهای سیاه داشته باشد.

اما تفاوت اصلی ها و فرعی ها چیست؟ صفات اصلی صفاتی هستند که هر فردی که آن پارامتر در وی باشد، حتماً آن صفات را هم دارد، متناسب با شدت پارامتر. مثلاً همه D ها اهل رقابت هستند. اما چه میشود که به قول آن دوست عزیز در نظرات نوشته قبلی، بعضی D ها اصلاً داد نمیزنند؟ (به عبارتی پرخاش نمیکنند؟)

وقتی یک پارامتر پرشدت با یک پارامتر پرشدت دیگر ترکیب میشود؛ برخی صفات و رفتارها، دیگر بروز نمیکنند. خیلی جالب است، درست مثل جادوست. بگذارید کمی توضیح بدهم.

وقتی یک فرد D پر شدت دارد، و I  پر شدت هم به آن اضافه میشود، صفات اصلی متناظر با پارامترهای D و I بروز میکنند. اما در میان صفات و رفتارهای فرعی، آنهایی بروز میکنند که با هیچیک از صفات یا رفتارهای اصلی متناظر با شاخصه های پر شدت دیگر در تناقض نباشند.

مثلاً پرخاشگری (یا به تعبیر دوستان در نوشته قبلی، داد زدن) از صفات و رفتارهای فرعی متناظر با D پر شدت است و احتراز از عدم پذیرش، یکی از رفتارها و نیازهای اصلی متناظر با شاخصه I  و لذا طبق قانون پیش گفته، احتراز از عدم پذیرش، سبب میشود که پرخاشگری بروز نکند. (چون تقریباً هیچکس پرخاش را دوست ندارد) این جادوئی نیست؟ درکش هم بسیار ساده و منطقی است، کسی که دوست ندارد دفعش کنند (به قول خودمانی تحویلش نگیرند)، پرخاشگری را بروز نمیدهد تا با پذیرش بیشتری از سوی دیگران مواجه شود.

کمی به این موضوع فکر کنید و ببینید که چقدر زیباست و چقدر آموزش میتواند رفتارهای ما را کنترل و اصلاح کند. چه اتفاقهای جالبی بر اساس همین قانون میتواند بروز کند، چرا بعضی ها که S دارند کارهایی میکنند که بقیه نمیکنند و ….

من بیشتر نمینویسم چون علاقمند هستم که شما روی همین موضوع تمرکز کنید و این داستان را مزه مره کنید تا خوب درک ولمس کنید. همین اتفاق در ترکیب تمام شاخصه های دیگر هم می افتد، عکس آن هم صادق است و …. خلاصه این موضوع یکی از مبانی درک مدل دیسک است.

امیدوارم توانسته باشم که مفهوم این موضوع مهم را به درستی منتقل کنم و حالا بدانید که چرا بعضی D ها داد نمیزنند.

درمورد داد زدن چند کلمه دیگر هم دارم که (چه میشود که بعضی ها که این ترکیب را هم دارند، باز هم گاهی به داد زدن یا پرخاشگری) میرسند (یا به تعبیر من، پناه میبرند) شاید بعداً در این مورد هم نوشتم، اگر علاقمند باشید.

سربلند باشید

اگر مفید بود، عضو شوید و یا به اشتراک بگذارید

برای آشنائی با کاربرد عملی این نوشته ها، در سازمان خودتان، روی عناوین زیر کلیک کنید:

جذب و استخدام

یافتن فرد مناسب برای سمت مناسب و در زمان مناسب، دغدغه اصلی در مرحله جذب و استخدام است. ما در این مرحله همراه شما هستیم و به کمک ابزارهای کارآمد یک سیستم پشتیبان تصمیم گیری به شما پیشنهاد میکنیم.

انگیزش و نگهداشت

وقتی افراد مناسب را انتخاب کردید، بر سر حق الزحمه هم به توافق رسیدید، نگهداشت این کارکنان چندان ساده نخواهد بود. ما امیدواریم بتوانیم همراه شما باشیم تا با پرهیز از سعی و خطا، ریزش نیروهای خود را به حداقل ممکن تقلیل دهید.

ارتقا و توسعه

جنبه های مالی، تنها جاذبه های شغلهای سازمانی نیستند. مسیر پیش رو (کار راهه شغلی) و شایسته سالاری برای کارکنان سازمانها چه بسا مهم تر بوده و به آنها انگیزه میدهد که با جان و دل در سازمان بمانند و نقشی در آینده خود ایفا کنند.

عملکرد و مدیریت

وقتی افراد وارد سازمان میشود و به اصطلاح در پست خود مستقر میشوند، با به کارگیری روشهای ساده و توجه به نیازهای مادی و معنوی کارکنان، میتوانید آنها را به گونه ای مدیریت کنید که روابطی برنده -برنده برای دراز مدت میان شما برقرار باشد.


۱۰ دیدگاه

  1. سنگ فروش گفت:

    متن خیلی جالبیه
    همیشه ترکیب قواعد ریاضی و ضرب و جمع و تفریق برای استفاده در رشته های رفتارشناسی جالب بوده
    اما اینکه انسان و رفتارهای اونو میشه بر اساس این قواعد شناخت همیشه با تردید بیان میشه
    ممنون از این مطلب جالبتون

  2. الميرا گفت:

    خیلی جالب
    سوال قبلی من از این جهت بود که من در تست رفتارشناسی عدد بالای dوcداشتم ولی در رفتارهای عمومی خودم به عنوان فرد پرخاشگر شناخته نمی شوم و شاید برعکس ظاهری آرام دارم
    آیا نمی توان این مساله را ازاین جهت هم مطرح کرد که گاهی ما در رفتار-نه شخصیت- به یک پختگی میرسیم که در واقع یک سری رفتارهای ذاتی خودمان را کنترل می کنیم؟؟؟

  3. @المیرا
    سلام
    پاسخ این پرسش شما خیلی سخت است. پرخاشگری تنها شاخصه D نیست. یکی از آنهاست که اصلی هم نیست. تدقیق این قضیه مستلزم بررسی بیشتر رفتارهای شماست، شاید با ۷-۸ سوال بشود دقیق تر اظهار نظر کرد.

    همیشه برای پاسخ مناسب در این موارد خوب است با کسی که با سیستم مورد استفاده در آزمون آشناست مشورت کنید و بازخورد بخواهید. مثلاً بپرسید که چرا در شما D دیده شده است؟ یا ببینید از مجموعه صفاتی که در مورد شما شناسائی شده، چند تا را در خود مشاهده میکنید؟

    به طور کلی، نکته ای که شما فرمودید هم میتواند یکی از گزینه ها باشد. و فرد به مرور زمان دریافته باشد (با تجربه یا به قول شما پختگی یا آموزش) دریافته باشد که پرخاشگری خود را باید مهار کند.

    سربلند باشید

  4. امير گفت:

    سلام
    با عرض معذرت، برخلاف نظر شما:
    D-I ها دادمی زنند. اهانت می کنند. تحقیر می کنند. دروغ می گویند و بزرگنمایی می کنند.
    اصلا باور نمی کنند که این رفتارشون باعث میشه تخم نفرت و کدورتی که کاشته اند، آرام آرام جوانه بزند.
    فکر می کنند که بعد از اینهمه توهین و تحقیر دوباره همه چیز مثل اوله.
    و چه راحت خودشون همه چیز رو فراموش می کنند و انتظار دارند که بقیه هم فراموش کنند.
    البته شاید این مورد استثنا باشد.

  5. @امیر
    سلام
    ممنون از ابراز نظرتان.
    این نکته شما را دوستان دیگر هم تذکر دادند، بنده هم در همین راستا مطلب دیگری نوشته ام که در تائید فرمایش شماست که اینها هم داد میزنند و کنترل خود را از دست میدهند و دلیلش (نه توجیه آن را بلکه دلیل آن را) هم توضیح داده ام.
    آنجا نوشته ام که اینها (DI ها) هم نیازهایی دارند که اگر تامین نشود، بعد از مدتی که توضیح داده ام چه مدتی است، به یک وسیله دفاعی یا تخلیه خود پناه میبرند که متاسفانه گاهی پرخاش و توهین به قول شما هم در آن هست.

    آنجا باز هم نوشته ام که در یک تقابل این چنینی، مانند هر تقابل و تعارض دیگری، حتما تمام حق در یک طرف نیست. شاید کسی هم که آن داد و … را شنیده است، جایی، طوری که به نظر خودش درست بوده است، سوزنی به طرف مقابل زده باشد که البته هیچ دلیلی توجیه کننده رفتارهای نامناسب و توهین نخواهد بود و بدا به حال آنکه هنوز نیاموخته باشد که در همه شرایط خودش را کنترل کند.

    نوشته بعدی را چند روز بعد بخوانید و اگر باز هم نکته ای به نظرتان رسید، استقبال میکنم.
    سربلند باشید

  6. سلام
    اگر منظور دوستان از D-I ، تیپ D/I باشه ، اتفاقا من یکی از اینا رو میشناسم که اصلا داد نمیزنه (;

    به قول دوستمان ( آقای امیر ) شاید این مورد استثنا باشه !

  7. @آرمین خوشوقتی
    سلام
    منظور دوستمان امیر، D+I است که بنده عرض کرده بودم که ترکیب I با D مانع میشود که فرد پرخاش کند. D/I یعنی D پرشدت و I کم شدت، اتفاقاً بیشتر مستعد پرخاش است. چون به ریشه مسائل بیش از انسانها و آزردگی آنها توجه میکند.

    سربلند باشید

  8. امیر گفت:

    سلسله مطالب بسیار جالب بود
    اما نکته ای بسیار مهم که شخصا دنبال کرده ام این است که آموزه های معرفتی (فارغ از دین اسلام) کاملا میتوانند رفتار های فردی را شکل دهند و شخصیت فرد را تغییر دهند
    اگر مطالبی را که اساتید اخلاق و معرفت عنوان کرده اند دنبال کنید قطعا به تناقض هایی در این باره میرسید که فردی در یکی از گروه ها ممکن است قرار گیرد ولی واکنش های رفتاری قابل پیش بینی را نداشته باشد

  9. @امیر
    سلام
    آموزه های مختلف قطعاً در کنترل رفتارها موثر هستند. در اثر تداوم به کارگیری این آموزه هاست که گرچه بسیار به کندی، اما نهایتاً میتواند شخصیت فرد هم تغییر کند. این آموزه ها اگر منطبق با نظام باورهای فرد باشند (مثلاً آموزه های دینی برای افرادی با باورهای دینی و تابع ارزشهای دینی) قطعاً موثرتر خواهند بود و فرمایش شما درست است که ممکن است واکنشهای فرد چنان که پیش بینی شده نباشد.
    به مرور که این آموزه ها اثر میگذارند و فرد از آن رفتارهای نامناسب دور میشود، و دیگر در آن گروه جای نخواهد گرفت و باز هم رفتارهایش قابل پیش بینی میشود، اما این بار از نوع خوب آن.
    از تذکر به جای شما متشکرم.
    سربلند باشید