کارشناس فوتبال

show-way

رادیو ورزش، در یکی از روزهای هفته، پس از خاتمه بازیهای آن هفته، برنامه ای دارد که به تحلیل و بررسی بازیهای آن هفته طی مصاحبه با مربیان تیمها، با حضور یک مجری و یک کارشناس، میپردازد. این برنام معمولا در ساعتهایی پخش میشود که من عازم منزل هستم و مونس من در ترافیک عصرگاهی است. برخورد کارشناس محترم در سوالهایی که از ایشان میشود، به نظرم جای صحبت دارد. این نوشته را به تشابه این برخورد و آنچه در برخی خدمات مشاوره ای رخ میدهد، اختصاص داده ام.

بعد از بحث و بررسی بازی و شنیدن توضیحات مربیان، معمولاً مجری از ایشان سوال میکند که نظر شما چیست؟ این کارشناس محترم در یک نقد گاهی مفصل به کارهایی که مربیان کرده اند میپردازد، سیستمهای دفاعی و حمله را تشریح میکند و در آخر هم معمولاً راهکارهای قطعی گونه ای ارائه میدهد. این کار را گاهی هم در زمانی که مربی در پشت خط است انجام میدهد و به مربی مربوطه چنان امر و نهی میکند که بنده خدا عاجز میشود.

آخرین نمونه ای که شنیدم با آقای جلالی بود. آقای جلالی سکوت کرد تا ایشان تمام رهنمودهایش را داد در آخر هم گفت مرسی و خداحافظی کرد. اگر این دوست کارشناس عزیز کمی هوش هیجانی داشت، باید همانجا متوجه میشد که آقای جلالی ذره ای به توصیه های ایشان گوش نکرد.

یک کارشناس در این جایگاهی که به او داده شده، حق ندارد عملکرد یک مربی را که در صف مقدم است و با هزاران مشکل اجرائی مواجه است، بخواهد که اصلاح کند. میتواند و چقدر هم خوب است که پیشنهاد بدهد. بگوید به نظرم اینجا ضعف هست، آنجا قوت هست، اما اینکه بیائید فلانی را ببرید فلانجا و یک بازیکن فلان طور به کار بگیرید، به نظرم پسندیده نیست.

این کارشناسان معمولاً در دام تعاریف و تمجیدهایی گرفتار میشوند که بیشتر جنبه تعارف دارد. حتما همه کسانی هم که در حرفه های مشاوره فعالیت دارند، با این تعارفات مواجه بوده اند. مثلاً سیستم جذب ما خوب کار نمیکند، چه کنیم؟ مشاور در این مرحله میتواند نظر بدهد، میتواند چراغ قوه را به نقاطی بتاباند، اما نباید حکم بدهد، نمیتواند و در جایگاهی نیست که در فرایند اجرائی مداخله مستقیم بکند. چون موانع اجرائی و عملیاتی فراتر از دانسته های مشاور هستند. میتواند مطالعه کند تا به درک خوب برسد و نظرات روشن تری را پیشنهاد کند، اما حکم جزمی به نظرم بعید است سودمند باشد.

برخی کارفرمایان چنین رویکردی را زیادی محافظه کارانه می دانند و از مشاور میخواهند که به آنها راهکاری معجزه آسا نشان دهد و برخی میخواهند که خودش هم بیاید و اجرایش کند. به نظر شخصی بنده مشاور میتواند همراه باشد، میتواند کار را طراحی کند، حتی میتواند در اجرا هم مشارکت کند، اما فراتر از مشارکت، بعید است بتواند و اگر هم بتواند این کاری ماندگار نیست. چون سازمان برای انجام آن کار نیروهایی را در استخدام خود دارد و نهایتا آنها و مدیرانشان باید تصمیم بگیرند که چطور کار را انجام دهند. در این تصمیم گیری، مشاور میتواند تصمیم ساز خوبی باشد، نه فراتر از آن.

خلاصه کنم که نقش این مشاورین میتواند نشان دادن راه و همراهی در پله های اولی باشد، نه کشاندن سازمان در راهی که نمیداند انتهایش چیست و چه هزینه هایی برایش دارد. این مشاور میتواند مخاطب را به فکر کردن تشویق کند، سوالهای خوب برایش طرح کند، اما نه اینکه حوابی که خود دارد را بخواهد تحمیل کند.

این کشاندن بعید است نتایج ماندگاری بدست دهند.

سربلند باشید

اگر مفید بود، عضو شوید و یا به اشتراک بگذارید

برای آشنائی با کاربرد عملی این نوشته ها، در سازمان خودتان، روی عناوین زیر کلیک کنید:

جذب و استخدام

یافتن فرد مناسب برای سمت مناسب و در زمان مناسب، دغدغه اصلی در مرحله جذب و استخدام است. ما در این مرحله همراه شما هستیم و به کمک ابزارهای کارآمد یک سیستم پشتیبان تصمیم گیری به شما پیشنهاد میکنیم.

انگیزش و نگهداشت

وقتی افراد مناسب را انتخاب کردید، بر سر حق الزحمه هم به توافق رسیدید، نگهداشت این کارکنان چندان ساده نخواهد بود. ما امیدواریم بتوانیم همراه شما باشیم تا با پرهیز از سعی و خطا، ریزش نیروهای خود را به حداقل ممکن تقلیل دهید.

ارتقا و توسعه

جنبه های مالی، تنها جاذبه های شغلهای سازمانی نیستند. مسیر پیش رو (کار راهه شغلی) و شایسته سالاری برای کارکنان سازمانها چه بسا مهم تر بوده و به آنها انگیزه میدهد که با جان و دل در سازمان بمانند و نقشی در آینده خود ایفا کنند.

عملکرد و مدیریت

وقتی افراد وارد سازمان میشود و به اصطلاح در پست خود مستقر میشوند، با به کارگیری روشهای ساده و توجه به نیازهای مادی و معنوی کارکنان، میتوانید آنها را به گونه ای مدیریت کنید که روابطی برنده -برنده برای دراز مدت میان شما برقرار باشد.


یک دیدگاه